ورود به حساب ثبت‌نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به انجمن» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت‌نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نتایج: «1» تا «4» از «4»
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2019/11/14
    نوشته‌ها
    21
    0

    تحقیق جلسه 98/10/24 أصالة تأخر حادث

    با سلام و احترام
    1. مطابق ماده 873 قانون مدنی، أصالة تأخر حادث را توضیح دهید و کاربرد آن را بیان نمایید.
    2.مطابق ماده 874 قانون مدنی، أصالة تأخر حادث را توضیح دهید. اقوال موجود در این مسأله را بر قانون مذکور تطبیق دهید.
    3. مطابق ماده مذکور نقد وارد بر مشهور رابیان نمایید و پاسخ از آن را ذکر کنید.
    ان شاء الله موفق باشید.
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2019/03/18
    نوشته‌ها
    13
    1
    کاربر عضو
    1.ماده873- اگر تاريخ فوت اشخاصيكه از يكديگر ارث مي برند مجهول و تقدم و ت‌خير هيچيك معلوم نباشد اشخاص مزبور از يكديگر ارث نميبرند مگر آنكه موت به سبب غرق يا هدم واقع شود كه در اينصورت از يكديگر ارث ميبرند.
    تاخر حادث را گاهی با اجزا زمان می سنجیم و گاهی آن را با حادث دیگری.در این صورت دوم گاهی تاریخ تقدم و تاخر هردو مجهول است و گاهی یکی معلوم و دیگری مجهول است.ماده ی مذکور از قبیل صورت دوم و حالت جهل به تقدم و تاخر هر دو حادث است.در اینصورت نمی توان حکم به تاخر احدهمای معین کرد چون این تاخر مسبوق به یقین نبوده تا شرایط جاری شدن استصحاب را داشته باشد.همچنین نمی توان استصحاب عدم احد الحادثین در زمان حدوث حادث دیگر کرد چون اجرای این استصحاب با استصحاب در حادث دیگر تعارض می کنند.در نتیجه در فرض مزبور هیچ یک از دیگری ارث نمی برند.
    2.ماده874- اگر اشخاصيكه بين آنها توارث باشد بميرند و تاريخ فوت يكي از آنها معلوم و ديگري از حيث تقدم و تاخر مجهول باشد فقط آنكه تاريخ فوتش مجهول است از آن ديگري ارث ميبرد.
    این ماده از قبیل موردی است که احد الحادثین معلوم است و تاریخ دیگری مجهول.در این فرض سه نظریه وجود دارد:
    الف)شیخ انصاری: اصل فقط در مجهول التاریخ جاری می شود ولی با این اصل اثبات تاخر نمی شود چون اصل مثبت می شود.ب)نظر مشهور:همان نظر شیخ است منتها اثبات تاخر هم می شود.ج)نظریه صاحب جواهر: توقف و عدم رجوع به هیچ اصل عملی.
    ماده ی مذکور مطابق نظر مشهور است.یعنی اصل بر این است که کسی که تاریخ فوتش مجهول است، تا زمان فوت دیگری نمرده است در نتیجه از فرد معلوم ارث می برد و می توان گفت که در پس بعد از فرد معلوم مرده است چون لازمه ی عقلی است.
    3.طبق نظر مشهور اصل مثبت حجت می شود و تاخر موت مجهول اثبات می گردد و حال انکه اصل مثبت حجت نیست.پاسخ: البته این اشکال مشهور در اینجا نمی اید چون هدف از این ماده اثبات تاخر حادث مجهول از معلوم نیست.
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2019/11/12
    نوشته‌ها
    22
    1
    کاربر عضو
    بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
    1. اگر دو نفر فوت کنند که هر یک وارث دیگری باشد، اگر زمان تاریخ فوت هیچ معلوم نباشد هیچ یک از دیگری ارث نمی برد مگر در هدم و غرق. این قانون مطابق عدم حجیت اصل مثبت و عدم حجیت اصاله تاخر حادث است. زیرا موضوع ارث، موت المورث عن حیاه الوارث است و با استصحاب عدم موت هر یک از آن ها تا زمان موت دیگری نمی توان نتیجه گرفت که موت وی بعد از بعد موت دیگری اتفاق افتاده است و از آن تحقق موضوع ارث را نتیجه گرفت. علاوه بر این، خود این استصحاب هم مبتلا معارض است و حجت نیست فضلا از لوازم عقلیه آن.
    2. طبق نظر شیخ انصاری این ماده غلط است. زیرا حداکثر کاری که می توان کرد این است که تا زمان فوت یکی که معلوم است، استصحاب عدم موت دیگری را کرد ولی نمی توان از استصحاب عدم موت، نتیجه گرفت پس موت یکی بعد از موت دیگری بوده است در نتیجه در زمان حیاه یکی، دیگری مرده است. تنها فرقی که این فرع با فرع قبلی دارد این است که استصحاب عدم موت یکی مبتلا به معارض نیست. زیرا نمی توان در تاریخ فرضی حدوث موت مجهول التاریخ، استصحاب عدم موت معلوم التاریخ را پیاده کرد زیرا اگر موت وی به نحو کان تامّه به آن نظر شود، هیچ شکّی در زمان آن نداریم و اگر در زمان موت یکی شک می کنیم که موت معلوم التاریخ رخ داده است یا نه به خاطر معلوم نبودن زمانی است که با آن می سنجیم یعنی ما اصلا زمانی را معین نکرده ایم که بخواهیم شک در موت دیگری در آن زمان کنیم و ادلّه لاتنقض از این فرض منصرف است. اگر هم به نظر کان ناقصه لحاظ شود که آیا در زمان موت یکی، دیگر مرده برده بوده است یا نه این اصلاً حالت سابقه ندارد یعنی ما زمانی را سراغ نداریم که در آن یکی زنده و دیگری مرده باشد و بخواهیم آن را تا زمان موت مجهول التاریخ استصحاب کنیم.
    همچنین دو قول دیگر در این مسأله در فقه موجود است. یکی قول شیخ طوسی و محقّق و علّامه که قائل به ارث مجهول التاریخ از معلوم التاریخ هستند. قول دیگر قول صاحب جواهر است که وی نیز قائل به عدم ارث هیچ یک از دیگری است با این تفاوت که این مساله را کاملا به مسأله مجهولی التاریخ الحاق می کند و اصل را در طرف مجهول التاریخ هم جاری نمی داند.
    3. نقد وارد بر مشهور این است که مدعی شما در صورتی صحیح است که اصل مثبت حجّت باشد و جواب آن هم این است که مشهور قبل از شیخ حجیت استصحاب را از باب ظنون می دانسته اند در نتیجه اصل مثبت در نزد آن ها حجّت بوده است.
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2019/07/07
    نوشته‌ها
    5
    0
    کاربر عضو
    اگر دو امر حادث وجود داشته باشد که هر دو مجهول التاریخ باشند و نمیدانیم کدام مقدم و کدام موخر از دیگری است در این صورت اصل عدم آن حادث تا بعد از حدوث دیگری در هر یک با مثل خود در طرف دیگر تعارض میکنند و تساقط میکنند لذا هیچیک ثابت نمیشوند. درماده قانونی مذکور دو امر حادث موت هایی است که هر دو مجهول التاریخ هستند. با توجه به اینکه موضوع ارث حیات وارث در زمان موت مورث است اصالت عدم موت وارث تا موت مورث برای هر دو طرف جاری میشود و تساقط میکنند

    اما اگر یکی معلوم التاریخ باشد استصحاب عدم حدوث مجهول التاریخ تا بعد از حدوث معلوم التاریخ جاری میشود. در ماده ۸۷۴ چون یکی از دو نفری که بین آنها رابطه توارث هست موتش معلوم التاریخ است استصحاب عدم موت دیگری تا این تاریخ جاری میشود و موضوع ارث که حیات در زمان موت مورث است برای او جاری میشود و ارث به او تعلق میگیرد البته اصل مثبت است چون عدم موت تا زمان موت مورث حیات در زمان موت مورث را ثابت نمیکند البته بنا بر قول قدما صحیح است که استصحاب را اماره میدانند
    بنا بر قول دیگر هم اصلا اصل عدم موت را در هیچ طرف نمیشود جاری کرد مثل مجهولی التاریخ
نتایج: «1» تا «4» از «4»

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید.
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پیام‌های خود را ویرایش کنید
  •