ورود به حساب ثبت‌نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به انجمن» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت‌نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نتایج: «1» تا «5» از «5»
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2019/11/14
    نوشته‌ها
    18
    0

    تحقیق جلسه 98/10/10 اصل مثبت

    با سلام و احترام
    1. مطابق عبارت مصنف در صفحه 234 (اذا عرفت هذا فنقول : إن المستصحب إما أن یکون حکما....) محل بحث در تنبیه ششم یعنی اصل مثبت را تحریر نمایید.
    2. مطابق بیان مصنف بواسطه استصحاب، آثار عقلیه و آثار عادیه مستصحب، آثار الآثار یعنی آثار شرعی با واسطه مستصحب، ملزوم مستصحب و امور ملازم با مستصحب ثابت نمی‌گردد. هر یک از عناوین مذکور را در قالب مثال توضیح دهید و وجه عدم اثبات امور مذکور را به واسطه جریان استصحاب بیان نمایید.
    ان شاء الله موفق و مؤید باشید
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2019/03/18
    نوشته‌ها
    12
    1
    کاربر عضو
    1.قبل از توضیح باید مقدماتی را ذکر نمود.اولا: محل نزاع در جایی است که استصحاب را از باب اصل عملی و اخبار حجت بدانیم نه از باب افاده ی ظن.ثانیا: خداوند متعال دارای دو مقام است یک مقام خالقیت اعم از امور تکوینی و تشریعی و دیگری مقام جعل احکام شرعی.محل بحث لحاظ مقام جعل احکام تشریعی است.
    گاهی حکم شرعی را استصحاب می کنیم و گاهی موضوعی از احکام شرعیه را.اگر حکمی را استصحاب کنیم تمامی آثار حکم اعم از عقلی و عادی نیز بار می شود چون معنای استصحاب این است که این حکم ظاهری در تمامی آثار همچون حکم واقعی است. و اگر موضوعی را استصحاب کنیم تنها آثار شرعی آن بار می شود نه آثار عقلی و عادی.
    2.زید ده سال گذشته در سن هست سالگی گم شده است.استصحاب می کنیم حیات او را بنابراین زید الان هجده ساله است(آثار عقلی) و به طور طبیعی لحیه دارد(آثار عادی).حال که لحیه دارد من باید به وجوب نذرم یعنی دادن صدقه عمل کنم.(آثار الآثار)استصحاب کنیم حرمت نکاح زوجه ی زید را و نتیجه بگیریم زنده بودن زید را(ملزوم مستصحب).استصحاب کنیم وجوب نفقه را و نتیجه بگیریم حرمت تزویج زوجه ی زید را که هر دو ملازم با حیات زید هستند.
    چون شارع که می فرماید یقین سابق را حفظ کنید و آثار را مترتب کنید منظور آثار شرعیه است نه عادی و عقلی چرا که این امور از دست شارع بماهو شارع خارج است.
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2019/11/12
    نوشته‌ها
    19
    1
    کاربر عضو
    بسم الله الرحمن الرحیم
    1. محل نزاع در اصل مثبت این است که چه در استصحاب حکم و چه در استصحاب موضوع، آیا لوازم عقلیه و عادیه و لوازم شرعیه مترتب بر لوازم عقلیه یا عادیه نیز حجت هستند یا خیر.
    2. فرض کنید پسر بززگ شخصی 5 سال پیش در حالی که 13 سال داشت گم شده بود.. اثر عقلی استصحاب حیات آن پسر گم شده این است که الآن بالغ است. اثر عادی آن این است که الآن به بلوغ اقتصادی رسیده باشد به فرض این که متعلّق اثر شرعی باشد مثلاً نذر. اثر شرعی مترتب بر اثر عقلی آن این است که اگر پدرش فوت کند قضاء نمازهایش بر پسر بعدی اش در صورت فوت پدر واجب نیست. ملزوم شرعی مستصحب هم این گونه به دست می آید که گفته شود پسر قبل از این که گم شود نفقه اش بر پدرش واجب بود الآن که گم شده شک می کنیم که نفقه اش بر پدرش واجب است یا نه استصحاب وجوب نفقه می کنیم و از آن نتیجه می گیریم پس زنده است زیرا وجوب نفقه لازمه شرعی حیات است در نتیجه حیات هم ملزوم شرعی وجوب نفقه است نه ملزوم عقلی زیرا این دو تکوینا ملازمه ای ندارند بلکه ملازمه شان به جعل شارع است. ملزوم عقلی هم مثل این که می گوییم قبل از گم شدن در حال رشد بود استحصاب می کنیم در حال رشد بودنش را و از آن نتیجه می گیریم پس زنده است با فرض این که در حال رشد بودن اثر شرعی داشته باشد. منظور از لازمه ای که همراه متیقن ملزوم امر سومی است مانند این که بگوییم قبل از این که گم شود در حال رشد بود از آن نتیجه بگیریم پس بالغ است زیرا ملزوم رشد، حیات است و لازمه حیات، بلوغ است.
    وجه عدم اثبات لوازم و ملزومات عقلیه و عادیه این است که شارع بما هو شارع استحصاب را جعل کرده است پس ناظر به تکوینیات نیست زیرا تکوینیات قابل وضع و رفع اعتباری نیستند. وجه عدم اثبات لوازم و ملزومات شرعیه مترتب بر لوازم و ملزومات عقلیه هم این است که ظهور روایت لاتنقض این است که آثاری که مترتب بر یقین کنونی است جعل نکن. لذا اگر آثاری مترتب بر یقینی باشد که همان یقین کنونی نباشد بلکه مترتب بر یقین کنونی باشد، ظهور روایت آن را شامل نمی شود.
    ویرایش توسط niroumand : 2020/01/05 در ساعت 03:34
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2019/06/13
    نوشته‌ها
    15
    0
    کاربر عضو
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اگر بخواهیم با استصحاب آثار عقلی یا عادی مستصحب را اثبات کنیم که بعد اثر شرعی مترتب بر آن اثر عقلی یا عادی را نتیجه بگیریم این اصل مثبت است و اگر استصحاب را اصل عملی بدانیم نه اماره اصل مثبت حجیت ندارد برای مثال اگر کسی نذر کرده باشد که اگر زید ریش دربیاورد صدقه بدهد و زید به مسافرت رفته و نمی دانیم که او زنده است یا نه، اگر زنده باشد ریش در آورده پس صدقه بر او واجب است و اگر زنده نباشد ریش هم ندارد و صدقه هم واجب نیست حال اگر کسی با استصحاب حیات زید بخواهد اثبات کند که پس او ریش دارد در نتیجه صدقه بر ناذر واجب است این اصل مثبت است و با استصحاب حیات زید وجوب صدقه بخاطر نبات لحیه بر ناذر منجز نمی گردد. این مثال اصل مثبت برای جایی که چیزی که مستصحب است غیر از حکم شرعی است اما مثال اصل مثبت جایی که مستصحب حکم شرعی است مانند اینکه در زمان غیبت در ظهر جمعه یا نماز جمعه واجب است یا نماز ظهر حال اگر از استصحاب عدم وجوب جمعه نتیجه بگیرم که نماز ظهر واجب است این اصل مثبت است زیرا وجوب نماز ظهر اثر عدم وجوب جمعه نیست. بله اگر نماز جمعه واجب نباشد لازمه اش این است که نماز ظهر واجب باشد. و این اصل مثبت است که دلیل حجیت استصحاب شامل چنین مواردی نیست.
    بله با استصحاب لوازم عقلی خود استصحاب جاری می شود مثلا اگر استصحاب وجوب چیزی را اثبات کرد لازمه عقلی اش این است که من اگر آن واجب را اتیان نکردم (و استصحاب مصیب به واقع بود) استحقاق عقاب داشته باشم که استصحاب این را اثبات می کند زیرا این لازمه عقلی حجیت خود استصحاب است نه لازمه عقلی مستصحب و با استصحاب لازمه عقلی مستصحب ثابت نیست اما لازمه عقلی استصحاب ثابت است. و شاید عبارت فالمجعول فی زمان الشک حکم ظاهری مساو للمتیقن السابق فی جمیع مایترتب علیه اشاره به این مطلب باشد.
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2019/07/07
    نوشته‌ها
    5
    0
    کاربر عضو
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مستصحب یا حکم شرعی است که در زمان سابق وجود داشته است و یا موضوع حکم شرعی است در زمان سابق وجود داشته است. وقتی استصحاب و بناء بر بقا گذاشتن در مورد موضوع حکم شرعی مطرح شود, چون موضوع معمولا از امور تکوینی است پس بنا گذاری بر آن معنایی جز ترتیب آثارشرعی ندارد. اما آنچه از دلیل استصحاب فهمیده میشود این است که فقط آثار شرعی بلا واسطه با موضوع متعبد به حجت هستند و آثار غیر شرعی حکم شرعی یا موضوع استصحاب شده که اصلا معنا ندارد که به خودی خود حجت شده باشد چون شارع بما هو شارع و جاعل نمیتواند در امور غیر شرعی تعبد کند و اساسا تعبد به آن بی معناست واما آثار شرعی مع الواسطه به لحاظ ثبوتی اشکالی برای حجیت ندارند و امکان جعل و تعبد به آنها وجود دارد ولی به لحاظ اثباتی آنچه از ادله استصحاب استفاده میشود، بنا گذاری بر نفس عنوان شرعی و یا موضوعی است که بلاواسطه حکم شرعی بر آن مترتب است و دلیل بر بیش از آن دلالت ندارد؛ اگرچه که اگر محذور لغویت پیش نمی آمد حتی در مورد آثار شرعی معلق بر موضوعی که خودش استصحاب شده را نیز حجت نمی دانستیم چرا که چیزی که از دلیل استصحاب استفاده میشود ابقاء نفس مستصحب در آن لاحق است نه آثار عقلی و تکوینی و نه ملزوم مستصحب اگرچه که شرعی باشد (البته این مورد ظاهر مثال حتی فرضی ندارد) و نه آثاری که در عرض مستصحب به خاطر معلولین لعلة ثالثه وجود دارد و لو اینکه شرعی باشد چراکه اساساً بیانی برای حجیت آثار مع الواسطه نداریم
    البته اشکالی که به شیخ در این بیان از اصل مثبت مطرح است این است که با بیان ایشان حتی لوازم شرعی مع الواسطة الشرعیة نیز حجت نیستند همینطور اگر مستصحب خود حکم شرعی باشد باز آثار شرعی آن ولو بلا واسطه حجت نیست چون محذور لغویت وجود ندارد حال اینکه ظاهراً احدی بر این قائل نیست
    اشکال دیگر این است که اصلا از کجا میدانیم استصحاب در موضوعات حجت هستند که بخواهیم به قرینه لغویت حجیت چنین مستصحب هایی بگوییم منظور از حجیت آنها آثار شرعی مترتب بر آنهاست. توضیح آنکه، با توجه به ادله ای که برای استصحاب مطرح هستند در میابیم که در هیچیک موضوع استصحاب نشده و در همه یا حکم وضعی استصحاب شده و یا حکم تکلیفی موید آنکه در صحیحه اول زراره با اینکه حضرت میتوانستند استصحاب سببی عدم نوم جاری کنند سراغ استصحاب مسببی بقاء طهارت رفتند

    2. مثال آثار تکوینی و عادی مستصحب: از استصحاب حیات زید استفاده کنیم که او الآن در فلان سن است
    مثال آثار شرعی مع الواسطه العقلیه: از استصحاب وجود کر استفاده کنیم این آب کر است پس با ملاقات با نجس، هنوز طاهر است
    مثال آثار شرعی ملزوم مستصحب: ظاهرا نمیتوان برای آن مثالی ذکر کرد چون استصحاب در عالم اعتبار حجت شده است و معلول امر دیگری نیست که با ثبوت مستصحب آن اثر که در حکم علت مستصحب است هم حاصل شود
    مثال امر ملازم مستصحب: استصحاب بارش باران کنیم و بخواهیم از آن نبودن خورشید در آسمان را استفاده کنیم
    علت عدم جریان استصحاب در وجه اول مشکل اثباتی و در بقیه مشکل ثبوتی است که ضمن جواب سوال اول توضیح هر دو بیان شد
    تشکر
نتایج: «1» تا «5» از «5»

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید.
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پیام‌های خود را ویرایش کنید
  •