ورود به حساب ثبت‌نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به انجمن» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت‌نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نتایج: «1» تا «4» از «4»
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2019/11/14
    نوشته‌ها
    15
    0

    تحقیق 98/10/7 استصحاب تعلیقی و تقدیری

    با سلام و احترام
    1. محل نزاع در استصحاب تعلیقی و تقدیری را در قالب بیان مثال به صورت کامل توضیح دهید.
    2.وجه تسمیه به تعلیقی و تقدیری را بیان نمایید.
    3.ایرادات وارد بر جریان استصحاب تعلیقی و تقدیری را بیان نمایید و به صورت کامل مورد نقد و بررسی قرار دهید.
    4. بیان مصنف در مورد بازگشت استصحاب تعلیقی به استصحاب تنجیزی را به صورت کامل توضیح دهید و نقد خود را در این زمینه بیان نمایید.
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2019/11/12
    نوشته‌ها
    15
    1
    کاربر عضو
    بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
    ۱. محل نزاع در این است که اگر حکمی شرعی به صورت منجّز نبود بلکه معلّق بود آیا این حکم شرعی را نیز می‌توان مانند احکام شرعی تنجیزی استصحاب کرد. مثلاً بالفرض برای انگور این حکم شرعی ثابت است که اگر به جوش آید نوشیدن آن حرام است. حال اگر این انگور خشک شود و کشمش شود آیا اگر جوش یابد آیا همان حکم حرمت برای آن ثابت است؟ قابل ذکر است حکم تعلیقی یا تقدیری حکمی است که به صورت شرطی باشد.
    ۲. وجه تسمیه به تعلیقی این است که حکم معلق و مشروط به وجود شرایطی است یعنی حکم بار نمی شود مگر این که شرایط خاص آن تحقق یابد. وجه تسمیه آن به تقدیری این است که در تقدیر وجود شرایط حکم تحقق می‌یارد. به عبارت دیگر در فرض وجود شرایط حکم حاصل می شود.
    ۳. ایراد آن این است که در روایت وارد شده است (لا تنقض الیقین بالشک) و در تعریف استصحاب گفته اند ابقاء ما کان. در هر صورت مستصحب باید حظّی از وجود را برخوردار باشد در صورتی که حکم شرعی تعلیقی تا زمانی که منجز نشود هیچ وجودی ندارد. ثانیاً بر فرض جریان با استصحاب اباحه مترتب بر موضوع پس از تغییر قبل از تحقق یافتن شرط مثلا با اباحه خوردن کشمش قبل از جوشیدن تعارض دارد. جواب اشکال اول این است که بر فرض که لازم و ملزوم تحقق نداشته باشند اما ملازمه تحقق خارجی دارد که البته اشکال آن ممکن است این باشد که ملازمه عقلی است و عقلیات استصحاب نمی شوند. بنابرین بهتر است که جواب داد حکم شرعی تعلیقی هم خود حظی از وجود دارد و شاهد آن این است که عرف می گوید انگور با گردو تفاوت دارد. جواب اشکال دوم این است که استصحاب تعلیقی بر استحصاب اباحه حاکم است زیرا سببی و مسببی است.
    ۴. ایشان می فرمایند آن چه در استصحاب لازم است این است که مستصحب تحقق داشته باشد اما تفاوتی بین انحاء تحقق اعم از تقدیری و تنجیزی وجود ندارد. زیرا صرف الثبوت برای این که ادله شامل آن شود کفایت می‌کند. ثانیاً اگرچه اگرچه مستصحب را ملزوم بگیریم وجود آن تعلیقی است ولی ملازمه وجود آن تنجیزی است.
    پاسخ اول ایشان صحیح است اما نسبت به پاسخ دوم ایشان ممکن است اشکال شود که ملازمه عقلیه است و عقلیات استصحاب نمی شود.
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2019/06/13
    نوشته‌ها
    13
    0
    کاربر عضو
    باسمه تعالی
    احکام شرعی بر دو قسم است
    1. احکامی که معلق بر چیزی نیست مانند حرمت خمر یعنی الخمر حرام یک حکم تنجیزی است.
    2. احکامی معلق بر چیزی است مانند حرمت عنب در صورتی که غلیان پیدا کند یعنی العنب اذا غلی یحرم که این یک حکم تعلیقی است.
    حال اگر حالت سابقه یقین به یک حکم تنجیزی بود استصحاب تنجیزی است و شکی در جریان چنین استصحابی نیست مانند اینکه من یقین به نجاست این لباس داشتم بعدا به آن شک کنم و استصحاب جاری کنم اما گاهی حالت سابقه یک حکم تعلیقی است مانند اینکه من یقین دارم العنب اذا غلی یحرم بعدا این عنب می شود زبیب من شک می کنم که آیا زبیب هم اذا غلی یحرم یا نه شیخ می فرمایند اینجا استحصاب تعلیقی جاری است.
    به جریان استصحاب تعلیقی سه اشکال در کتاب مطرح شده است
    1. اینکه اصلا در چنین استصحابی موضوع بقاء ندارد پس استصحاب جاری نیست.
    a. جواب این اشکال واضح است زیرا اولا بقاء موضوع دراستصحاب امری عرفی است نه عقلی و ثانیا اینکه اصلا این ربطی به جریان استصحاب تعلیقی ندارد بلکه اشکال دیگری است پس اگر در موردی موضوع بقاء داشت طبق این بیان استصحاب تعلیقی باید جاری باشد.
    2. این استصحاب همیشه با یک استصحاب تنجیزی در تعارض است پس نباید جاری شود در مثال مذکور استصحاب حرمت عنب اذا غلی برای زبیب با استصحاب عدم حرمت زبیب قبل از غلیان در تعارض است.
    a. در جواب این اشکال مرحوم شیخ می فرمایند استصحاب تعلیقی بر این استصحاب مذکور مقدم است زیرا استصحاب تعلیقی سببی و استصحاب مذکور مسببی است و اصل سببی بر اصل مسببی مقدم است.
    3. اینکه در استصحاب باید امری ثابت باشد بعدا در بقاء آن امر ثابت شک کنم و این از ابقاء ما کان نیز فهمیده می شود حال اگر من در حرمت زبیب پس از غلیان شک کنم امر ثابتی قبلا وجود نداشت که بخواهم آن را استصحاب کنم پس استصحاب تعلیقی جاری نیست.
    همچنین ثبوت مجرد قابلیت حکم نیز مصحح جریان استصحاب نیست کما اینکه اگر من به وجود مقتضی علم داشته باشم با استصحاب عدم مانع نمی توانم وجود آن چیز را اثبات کنم و این استصحاب مانند این است که بگویم قابلیت حرمت در انگور وجود داشت حال شک می کنم که خشک شدن انگور مانع از حرمت است یا نه استصحاب کنم و از آن نتیجه بگیرم که زبیب مغلی نیز حرام است که چنین استصحابی صحت ندارد و اصل مثبت است.
    a. جواب اینکه ثبوت کل شیء بحسبه حال وقتی می گوییم العنب اذا غلی یحرم
    یک ملازمه داریم که این بدون هیچ تعلیقی امر ثابت است یعنی سببیت غلیان برای حرمت امری ثابت و بدون تعلیق است و ما می توانیم این را استصحاب کنیم (البته شاید این اصل مثبت باشد زیرا سببیت غلیان برای تحریم امری شرعی نیست بلکه شارع می گوید العنب اذا غلی یحرم بعد من از این انتزاع می کنم که غلیان سبب للتحریم حال اگر با استصحاب سببیت بگویم که پس این انگور مغلی حرام است این اصل مثبت است و این لازمه شرعی یک اثر عقلی (سببیت غلیان برای حرمت) است و اصل مثبت حجت نیست)
    و یک لازم که حرمت باشد این حرمت هم ثبوتی دارد اما به نحو تعلیقی که این ثبوت را مثلا چیز دیگر مانند پرتقال یا سیب یا پیاز ندارد و لذا ما همین ثبوت را می توانیم استصحاب کنیم پس به هر حال در استصحاب تعلیقی امر ثابتی وجود دارد تا آن را استصحاب کنیم و این اشکال نیز مانع جریان استصحاب تعلیقی نیست.
    ویرایش توسط سید مهدی فقیهی : 2019/12/31 در ساعت 04:55
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2019/03/18
    نوشته‌ها
    9
    1
    کاربر عضو
    1.گاهی حکم منجز است یعنی مقید به امری نیست که در اینصورت به استصحاب، استصحاب تنجیزی گویند مثل استصحاب حلیت عنب در هنگام زبیب شدن.
    گاهی حکم معلق است که وجود تعلیقی مقید دارد.در اینصورت به استصحاب، استصحاب تعلیقی گویند مثل استصحاب حرمت عنب بر فرض غلیان در زبیب بعد از غلیان.در اینکه استصحاب تعلیقی جاری می شود یا نه دو نظر وجود دارد که شیخ انصاری قایل به جریان هست به علت کامل بودن شرایط استصحاب.
    2."انما یسمی تعلیقیا لانه یقال :لو کان عنبا وغلی لحرم و یسمی تقدیریا لانه یقال علی تقدیر انه کان عنبا وغلی لکان حراما."
    3.در حجیت استصحاب شرط است که امری ثابت باشد سپس در ارتفاع آن شک بوجود بیاید در اینصورت استصحاب جاری می شود اما از آنجایی که وجود تقدیری یک وجود خارجی نیست که استصحاب شود بلکه وجود فرضی است لذا شرایط جاری شدن استصحاب را ندارد.
    اشکال بعدی این است که در اینگونه استصحاب اتحاد موضوع منتفی است یعنی عنب تبدیل زبیب شده است همچنین استصحاب حرمت با استصحاب اباحه قبل از غلیان معارضه می کند و از آنجایی که استصحاب اباحه با شهرت و عمومات ترجیح دارد لذا استصحاب اباحه مقدم می شود.
    جواب: در استصحاب وجود مستصحب در سابق به وجود فعلی منجز شرط نیست بلکه وجود شرط است و وجود تعلیقی هم قسمتی از انحا وجود در مقابل عدم محض است.همچنین ما خود ملازمه را استصحاب می کنیم و در ملازمه وجود یا عدم وجود ملزوم و لازم شرط نیست بلکه اگر در نفس الامر ملازمه صادق باشد می توان آن را استصحاب کرد و در ما نحن فیه ملازمه بین غلیان و حرمت وجود دارد و این ملازمه در اشیا دیگر نیست.
    اشکال سید سعید حکیم به فرمایش مرحوم شیخ: مجالی برای استصحاب ملازمه نیست، چون ملازمه از احکام وضعیه ی انتزاعی است که هیچ واقعی برای آن نیست.بنابراین نه خودش و نه منشا انتزاع آن را نمی توان مستصحب قرار داد.این مطلب از مصنف در حجیت قول هفتم آمده بود.اینکه ملازمه در مقام واقعی است و شارع از آن کشف نموده است کلام درستی نیست چون معنایی برای ملازمه ی واقعی شی و حکم شرعی تابع شارع نیست.همچنین می توان گفت که موضوع اثر ملازمه نیست بلکه لازم که همان حکم شرعی هست می باشد.
    جواب به عدم وحدت موضوع:خود شما استصحاب احكام تنجيزيه را قبول داريد و مى‏گوئيد اگر پس از زبيب شدن در بقاء حليت و طهارت شك كنيم استصحاب جارى مى‏شود و درحالى‏كه موضوع عوض شد حال به هر دليلى كه اين احكام را استصحاب مى‏كنيد احكام تعليقيه هم به همان دليل استصحاب مى‏شود.
    و امّا حلّى: موضوع در استصحاب بايد به ديد عرف باقى باشد و اينجا عرفا موضوع باقى است عرف مى‏گويد اين زبيب همان عنب است كه عرضى از عوارض او فرق كرده كه قبلا تروتازه بود و حالا خشك شده نظير گندم كه قبل از آرد شدن و پس از آن عرفا ماهيت عوض نشده و احكام باقى است پس از اين حيث مانعى نيست.
    جواب اشکال سوم: استصحاب حرمت بر استصحاب اباحه مقدم است چون از قبیل سببی و مسببی است.چون شك ما در بقاء حليت و طهارت زبيب پس از غليان مسبب است از شك در اينكه آيا آن حرمت على فرض الغليان كه در عنب بود در زبيب هم هست يا نه؟ و وقتى در اين اصل و استصحاب جارى كرديم حساب شك در حليت و طهارت تصفيه مى‏شود و نوبت به استصحاب به آن نمى‏رسد بلكه حرمت مقدم مى‏شود.
نتایج: «1» تا «4» از «4»

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید.
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پیام‌های خود را ویرایش کنید
  •