ورود به حساب ثبت‌نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به انجمن» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت‌نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نتایج: «1» تا «4» از «4»
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2019/11/14
    نوشته‌ها
    7
    0

    تحقیق 98/9/9 ایرادات استصحاب کلی قسم دوم و پاسخ از آنها

    در عبارت "وتوهم عدم جریان الاصل فی القدر المشترک... صفحه 192و193 دو ایراد بر جریان استصحاب کلی قسم دوم مطرح می‌گردد. هر یک از آن ایرادات را به صورت مستقل توضیح دهید و پاسخ مصنف از آن ایرادات را به صورت کامل بیان نمایید.
    ویرایش توسط حمید رضا الوستانی : 2019/12/03 در ساعت 12:51
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2019/03/18
    نوشته‌ها
    5
    1
    کاربر عضو
    بسم الله الرحمن الزحیم
    مشاوره استصحاب استاد آلوستانی
    سوال:در صفحه ی 192دو اشکالی که در قالب توهم آمده است را تقریر کنید و پاسخ دهید.
    بیان اشکال اول: کلی بما هو کلی که منشا اثر نیست بلکه هنگامی که وجود پیدا کرد متشخص شده و دارای اثر می شود.این کلی یا در ضمن فرد قصیر موجود شده یا در ضمن فرد طویل.و فرض این است که فرد قصیر قطعا از بین رفته است پس کلی در ضمن قصیر موجود نشده است پس فقط می ماند فرد طویل که آن هم با اصاله عدم حدوث فرد طویل از بین می رود.در نتیجه کلی که قدر مشترک است اصلا اقتضای جریان ندارد.
    جواب:شما بین استصحاب کلی و فرد خلط نمودید و کلام شما در استصحاب فرد صحیح است و جاری نمی شود لکن بحث ما در استصحاب کلی است و فرض این است که ما به حدوث کلی یقین داریم و الان شک در ارتفاعش داریم پس ارکان استصحاب تام است و استصحاب جاری می شود.
    بیان اشکال دوم:یک اصل مسلم این است که اصل سببی بر اصل مسببی مقدم می شود.با توجه به این نکته ی مذکور باید گفت که استصحاب کلی قسم دوم اقتضای جریان دارد ولی مبتلی به مانع است.
    بیان مانع: اینکه کلی حیوان باقی باشد مسبب از این است که فرد طویل موجود باشد یعنی بقا کلی منوط به وجود فرد طویل و عدم آن منوط به عدم وجود فرد طویل است.وقتی که اصل وجود فرد طویل مشکوک است ما اصاله عدم حدوث فرد طویل جاری می کنیم پس قطعا کلی حیوان منتفی می شود.
    جواب: احتمال وجود کلی مسبب از احتمال وجود فرد طویل و احتمال عدم وجود کلی مسبب از وجود فرد قصیر است نه مسبب از عدم وجود فرد طویل که مستشکل توهم کرده بود.بعد از تعارض دو اصل عدم حدوث فرد قصیر و عدم حدوث فرد طویل این دو اصل تساقط کرده و استصحاب کلی بدون اشکال جاری میشود.
    محمودی
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2019/11/12
    نوشته‌ها
    11
    1
    کاربر عضو
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ایراد اول: اشکال اول این است که طبق مبنای مشهور کلی انتزاعی که از تمام افراد جزئی انتزاع شده باشد و بر تمام آن ها قابل تطبیق باشد در خارج وجود ندارد. (طبق مبنای رجل همدانی وجود دارد ولی مشهور مبنای رجل همدانی را قبول ندارند.) در واقع به ازای هر جزئی، در خارج یک کلی جداگانه وجود دارد که ضمن همان جزئی خارجی تحقق پیدا می کند. از طرفی احکام شرعی روی موضوعات خارجی می رود نه عناوین ذهنی و انتزاعی. بنابرین احکام شرعی به کلیات ضمن افراد تعلق می گیرد. بنابرین در استصحاب قسم ثانی، ما یک کلی ضمن فرد قصیر داریم که مقطوع الانتفاء است و یک کلی ضمن فرد طویل داریم که مشکوک الحدوث است لذا هیچ کدام را نمی توان استصحاب کرد همچنان که گفتیم کلی سومی هم نداریم که آن را استصحاب کنیم پس موضوعی برای استصحاب باقی نمی ماند.
    جواب ایراد اول: جواب این است که ما کلی سومی را استصحاب نمی کنیم که اشکال شود چنین کلی ای وجود خارجی ندارد و انتزاعی است. بلکه می گوییم آن موجود خارجی اگرچه ماهیت جزئیه اش برای ما مردد بین دو فرد قصیر و طویل است ولی از منظر کلی آن فرد که به آن نگاه می کنیم یقین داریم که کلی آن به وجود آمده است و الان شک در بقاء داریم بنابرین شرایط استحصاب را دارد.
    ایراد دوم: فرد قصیر که یقین داریم اگر به وجود آمده است تا کنون از بین رفته. پس شک ما در بقاء کلی ناشی از شک در حدوث فرد طویل است که اگر حادث شده باشد تا الآن خودش و کلی ضمن آن باقی است. بنابرین این جا شک در کلی ناشی از شک در حدوث فرد طویل است و شک سببی و مسببی است. از طرفی در ناحیه فرد طویل می توانیم استحصاب عدم حدوث پیاده کنیم و در نتیجه سبب منتفی است بالتبع مسبب نیز منتفی است در نتیجه نمی توان در ناحیه کلی استصحاب کرد.
    جواب ایراد دوم: درست است که در ناحیه فرد طویل می توانیم استحصاب عدم حدوث پیاده کرد ولی این که از عدم حدوث فرد طویل، عدم حدوث کلی ضمن آن را نتیجه بگیریم مثبت است و اصل مثبت طبق مبنای مشهور از جمله شیخ انصاری حجت نیست. بله در جایی که مسبب از احکام شرعی سبب باشد می توان احکام شک سببی و مسببی را پیاده کرده. مثلا جایی که شک در نجاست دستگیره مسبب از شک در نجاست دست است. در این جا نجاست دستگیره اثر شرعی نجاست دست است. ولی ترتب عدم حدوث کلی بر عدم حدوث فرد از احکام شرعیه نیست بلکه عقلیه است و چنان که بارها گفته شده است اصول عملیه فقط می تواند آثار شرعی موضوع خود را ثابت کنند نه آثار عقلی و عادی و شرعی مترتب بر عقلی و عادی.
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2019/06/13
    نوشته‌ها
    5
    0
    کاربر عضو
    ایرادات استصحاب کلی نوع دوم و پاسخ آنها
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
نتایج: «1» تا «4» از «4»

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید.
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پیام‌های خود را ویرایش کنید
  •