ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نتایج: «1» تا «6» از «6»
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2017/11/28
    نوشته‌ها
    205
    14
    مدیر انجمن

    تقریر مکاسب محرمه استاد بیاتی ش۴ (۳ مهر تا ۱۴ مهر)

    تقریر مکاسب محرمه استاد بیاتی ش۴ (۳ مهر تا ۱۴ مهر)
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2021/09/05
    نوشته‌ها
    7
    0
    کاربر عضو
    بیع مملوک کافر
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2021/09/06
    نوشته‌ها
    7
    0
    سلام علیکم
    تقریر مساله پنجم
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2021/09/06
    نوشته‌ها
    7
    0
    سلام علیکم
    تقریر مسئله خامسه-فرع اول
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2021/09/05
    نوشته‌ها
    7
    0
    کاربر عضو
    مسأله اوّل از نوع اوّل مکاسب محرّمه
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2021/09/09
    نوشته‌ها
    6
    0
    کاربر عضو
    مسئله :

    مسئله اصلی بحث این است؛ «حکم تکلیفی معاوضه برمیته و اجزاء ذی الروح از حیوانی که خون جهنده داشته باشد چیست ؟ »
    مبادی مسئله :

    مبادی تصوری:

    1. میته[1] :

    حیوانی را که بدون تزکیه شرعی مرده است میته گویند.
    هرحیوانی که به غیر ذبح شرعی روح از بدن آن مفارقت کرده است.

    1. معاوضه :

    هرمعامله ای که درموضوع له آن معامله عوض و معوّض اخذ شده باشد را معامله معاوضی گویند .

    1. اجزاء ذی الروح :

    هرعضوی را که روح در آن جریان داشته باشد مانند دست و پا و سرو... . برخلاف مو و ناخن وشاخ واستخوان .. که غیرذی الروح به حساب می آید .

    1. نفس سائله[2] :

    حیوانی را که در زمان ذبح آن خون با جهش از رگ های او بیرون میزند ذی النفس السائله گویند .

    مبادی تصدیقی :

    1. حرمت معاوضه برشیء بدون منفعت
    2. حرمت معاوضه برشیء دارای منفعت مقصوده محرّمه
    3. اجزاء غیرذی الروح میته طاهر است الا این که حیوان عین نجسه باشد مانند کلب و خنزیر و کافر
    4. اجزاء ذی الروح غیرنفس سائله پاک است
    5. اجزاء ذی الروح نفس سائله میته نجس است

    بنابراین تنها فرضی که میتوان نجاست را درخصوص میته تصویرکرد درخصوص اجزاء ذی الروح حیوانی است که خون جهنده دارد و این حیوان بدون تزکیه شرعی مرده است .

    ادعا : حرمت معاوضه برمیته[3]
    دلیل :

    1. شهرت
    2. اجماع منقول
    3. دلالت عمومات متقدم
    4. روایات موجود که دال بر حرمت معاوضه است

    معارضات روایی در بحث :

    1. روایت صیقل
    2. روایت هم مضمون با روایت صیقل

    دلیل اول : شهرت و اجماع منقول

    میان اصحاب امامیه معروف است که حکم معاوضه برمیته حرام است .[4]
    البته برخی مانند مرحوم علامه حلی در تذکره براین مطلب ادعای اجماع کرده است . [5]
    بررسی دلیل اول :

    معاوضه بر میته میتواند به مقاصد متعددی انجام شود فلذا نمی توان با ادعای اجماع به تمامی فروض مسئله جواب داد.
    در ادامه به بررسی و تبیین فروض مسئله خواهیم پرداخت .
    دلیل دوم : دلالت عمومات اخبارمتقدم

    • دلالت عمومات روایت تحف العقول[6]
    • روایت نبوی « ان الله اذا حرّم شیئا حرّم ثمنه»

    عمومات متقدم دلالت براین مطلب دارد که چون خداوند متعال انتفاع از میته را حرام کرده است پس معاوضه برآن نیز حرام خواهد بود .
    دلیل سوم : اخبار دال برحرمت معاوضه برمیته

    اخبار دال بر حرمت :

    • عن السکونی: «ثمن المیتة من السحت»
    • روایاتی که وجود انتفاع از میته را نفی میکنند ؛ دلالت این دسته از روایات به صورت استقلالی منجر به حرام تکلیفی معاوضه نمیشود بلکه چون این روایات نفی وجود انتفاع میکنند ذیل آیه «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل» میروند وازاین جهت معاوضه برآن حرام خواهد بود .

    بررسی اخبار :

    فارق از بحث سندی اخبار وارده محل بحث دلالت اخبار بر حرمت معاوضه برمیته متفاوت است و نیاز به جمع دلالی دارد .
    باتوجه به عمومات مذکور و اخبار خاصه که دال برحرمت معاوضه برمیته است و اینکه حرمت معاوضه برمیته میان اصحاب امامیه مشهور است مقتضی مسئله حرمت معاوضه برمیته خواهد بود . فلذا اخباری که معارض اخبار دال برحرمت هستند به عنوان مانع مطرح میشوند وباید درخصوص مانعیت این اخبار بحث شود که آیا مانع مقتضی میتوانند باشند یا خیر.
    مانع اول : روایت صیقل[7]

    برخی از این روایت استظهار جواز کرده اند ؛
    کسانی که ادعا دارند که روایت ظاهر در جواز معاوضه بر میته است این گونه روایت را تفسیرمیکنند؛ سائل از امام پرسیده است «یحلّ لنا عملها و شراؤها و بیعها » و حضرت در جواب به شخص تنها فرموده است «اجعلو ثوبا للصلاة» و متعرض مانعیت متیه برای معاوضه نشده است . و برحضرت واجب بود که حکم مسئله معاوضه را برای شخص بگوید و حال آنکه با سکوت خود درخصوص تجارت شخص سائل این معاوضه را امضا کرده است .
    بنابراین دراین روایت حضرت معاوضه بر میته را تقریر کرده اند .
    درجواب برای مانعیت این روایت نیاز نیست که حتما گفته شود که این ظهور بیان شده ، ظاهر در روایت نیست بلکه به صرف احتمال ظهور دیگر و شکستن ظهور مذکور، عدم احراز مانعیت صورت میگیرد و روایت ظاهر در مانعیت نخواهد بود . به عبارت دیگر «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» سبب بطلان استظهار خواهد شد .
    ظهور در عدم جواز :

    این وجه را مرحوم شیخ با عبارت «ویمکن ان یقال» مطرح میکنند ؛
    سوال اصلی شخص سائل درخصوص معاوضه برمیته نبوده است بلکه این شخص درخصوص صنعت خود که ساخت شمشیر بوده است سوال کرده است که من چاره ای جز این عمل ندارم[8] و صناعت دیگری را نمیتوانم انجام بدهم حال واقف هستم به این که میته یک نحوه محذوریتی دارد البته نمی توان متقن گفت که شخص میدانسته که استعمال از میته حرام است بلکه شخص واقف بوده است که میته یک خصوصیتی دارد که شاید سبب شود صناعت من زیرسوال برود . دراین فضا شخص از امام خواسته که جواب بدهد صناعت من چه حکمی دارد ؟ آیا این که از میته استفاده میکنم مانع تجارت من هست یانه .
    به عبارت دیگر شخص دراین سوال میخواهد این نکته را برساند که تجارت و صناعت من درخصوص سیوف است ونه میته حال که از میته به عنوان غلاف استفاده میکنم این تجارت من چه حکمی خواهد داشت .
    به بیان دیگر سوال از این است که میته حتی جزءالثمن هم درتجارت من نیست بلکه به عنوان غلاف که خارج از صناعت من است استفاده میکنم آیا موجب ضرر رساندن به تجارت من میشود یانه . دراین فضاست که حضرت درجواب به شخص میفرماید«اجعلوا ثوبا للصلاة» .
    بنابراین از این روایت نمیتوان احراز مانعیت کرد و دلالت این خبر بر جواز معاوضه برمیته قاصر است .
    پس به صرف احتمال قرینیت در استظهار از روایت صیقل، عدم احراز مانعیت حاصل میشود.فلذا مقتضی کما کان تام الاقتضاست و حکم حرمت معاوضه علی المیته جاری است .
    جمع روایات :

    براساس جمعی که از روایات بیان شد مدلول روایت برحرمت معاوضه برمیته دلالت میکنند . البته روایت دیگری نیز وجود دارد که نیازمند به این است که بررسی شود و ظهور اولیه آنها ظاهر در جواز معاوضه است مثل روایت«اذا اختلط المذکی بیع ممن یستحلّ المیتة» که ظهور اولیه آن جواز معاوضه را می رساند . حال جواب به این روایت در فروع آخر بحث داده میشود و این روایت ناظر براختلاط است ونه در فرض بیع مستقل میته .
    بنابراین از روایات خاصه این باب مرحوم شیخ به حرمت معاوضه میته حکم میکنند .
    اما یک سوال باقی می ماند و آن هم این است ؛
    طبق بیانی که در ابتدای بحث مکاسب محرمه گذشت علت حرمت معاوضه نداشتن منفعت مقصوده محللّه است . درمانحن فیه انتفاعاتی برای میته در نظر گرفته میشود و مدعا این است که انتفاعات مذکور اعم از حلال و حرام است حال چرا حکم حرمت به صورت مطلق به معاوضه میته تعلق گرفته است ؟ چرا در اینجا میان منفعت های محلله با منفعت های محرمه تفکیک قائل نشده است ؟
    ازجمله انتفاعات محلله ای که در شریعت برای آن دلیل داریم مانند استقاء للبساتین و زرع است .
    در جواب به این سوال مرحوم شیخ یک بحث استدلالی را مطرح میکنند ؛
    ادعای ایشان : مجرد نجاست صلاحیت این را ندارد که مانع بیع شود بلکه زمانی میتواند مانع باشد که نجاست طریقیت داشته باشد به منفعت محرّمه .
    بررسی مسئله :

    برای بررسی نیازمند این هستیم که ببینیم مقتضی در مسئله چیست؟
    مقتضی یا اصل اولی در انتفاع از نجس العین ها چیست ؟
    در این مسئله یا اصل اولی جواز انتفاع است یا عدم جواز انتفاع ؛

    • اصل اولی جواز انتفاع باشد :

    مقتضی مادامی که مانعی نداشته باشد تام الاقتضاست ؛ حال باتوجه به ادله شرعی که دال بر جواز برخی اتفاعات محلله از نجاسات هست اگر در مسئله «میتة» مانع خاصی نباشد به مجرد نجاست بودن و این که اصل اولی درنجس العین ها جواز انتفاع است نمی توان حکم به عدم جواز معاوضه میته کرد .
    اما دراینجا مانع موجود است[9] ؛ درخصوص بیع میته اجماع داریم که معاوضه میته حرام است . معقد اجماع نیز جمیع در خصوص جمیع انتفاعات است چه انتفاعات محلله وچه انتفاعات محرّمه .
    بنابراین ؛ حتی در فرض اصل اولی جواز انتفاع از نجس العین ها به دلیل وجود مانع اجماع نمی توان حکم به جواز معاوضه بر میته .
    لازم به ذکر است که اجماع درخصوص بیع میته است و اصل اولی ناظر بر جواز انتفاع است فلذا ممکن است انتفاع محلله ای برای نجاسات در نظر گرفت لکن در خصوص میته دلیل خاص داریم که مانع معاوضه آن است .

    • اصل اولی عدم جواز انتفاع باشد :

    این فرض که دیگر مجالی برای بحث ندارد زیرا اساسا خود مؤیّد نتیجه است .
    اما ادعای مرحوم شیخ این است که حتی اگر قائل به عدم جواز انتفاع از نجاسات بشویم بازهم نمی توانیم درمحل بحث به دلیل نجس العین بودن «میته» حکم به حرمت معاوضه میته میدهند . بلکه مانع وجود منفعت محرّمه در انتفاعات مبیع است .
    بنابراین با این بیان ادله خاصی که دال بر حرمت بیع نجاسات بود توجیه میشود که علت حرمت آنها حرمت انتفاع بوده است و نجاسات سبب شده بودند منافع حرام شود .
    مرحوم شیخ بعد از تبیین مدعای خود به بررسی کلمات اصحاب می پردازند و کلمات آنهارا تاویل به مدعای خود میکنند .


    [1] مصطلحات الفقه ص524 تستعمل في اصطلاح الفقه في مقابل المذكى، و تقابلها إما بالتضاد بدعوى كونهما و صفين وجوديين عارضين على ما خرج روحه، فالأول هو الحيوان الذي خرج روحه بوجه غير شرعي، و الثاني هو الذي خرج روحه بوجه شرعي، و أما بالملكة و عدمها فالمذكى ما خرج روحه بوجه شرعي و الميتة ما خرج روحه لا بوجه شرعي

    [2] اللمعة- الطهارة ج 1 ص 21«ذي النفس أي الدم القوي الذي يخرج من العرق عند قطعه».

    [3] مراد از میته همان اعضای ذی الروح مردار دارای نفس سائله است

    [4] کتاب المکاسب ، ج1 ص 31«على المعروف من مذهب الأصحاب»

    [5] همان، «و في التذكرة كما عن المنتهي و التنقيح-: الإجماع عليه‏ ، و عن رهن الخلاف: الإجماع على عدم ملكيتها»

    [6] كتاب المكاسب، ج‏1، ص: 8 «فكلّ أمرٍ يكون فيه الفساد ممّا هو منهيّ عنه من جهة أكله و شربه‏ أو كسبه‏ أو نكاحه أو مِلكه أو إمساكه أو هبته أو عاريته أو شي‏ءٍ يكون فيه وجه من وجوه الفساد نظير البيع بالربا أو بيع الميتة »«أو شي‏ءٍ من وجوه النجس فهذا كلّه حرام محرّم؛ لأنّ ذلك كلّه منهيٌّ عن أكله و شربه و لبسه و ملكه و إمساكه و التقلّب فيه، فجميع تقلّبه في‏ ذلك حرام.»

    [7] کتاب المکاسب ج1 ص32 ، قال: «كتبوا إلى الرجل: جعلنا اللّه فداك، إنّا نعمل السيوف، و ليست لنا معيشة و لا تجارة غيرها، و نحن مضطرّون إليها، و إنّما غلافها من جلود الميتة من البغال و الحمير الأهلية، لا يجوز في أعمالنا غيرها، فيحلّ لنا عملها و شراؤها و بيعها و مسّها بأيدينا و ثيابنا، و نحن نصلّي في ثيابنا؟ و نحن محتاجون إلى جوابك في المسألة يا سيّدنا لضرورتنا إليها، فكتب عليه السلام: اجعلوا ثوباً للصلاة ...»

    [8] همان ، «ولیست لنا معیشة و لا تجارة غیرها ونحن مضطرّون الیها»

    [9] مکاسب، ص33 «لولا الاجماع علی حرمة بیع المیته بقول مطلق»
نتایج: «1» تا «6» از «6»

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید.
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پیام‌های خود را ویرایش کنید
  •